تبليغاتX

توی یه دیواره سنگی

توی یه دیواره سنگی


 

 

 

 نگو نه نگاه تو نامهربون بود نازنین

 گل لبخند تو مال دیگرون بود نازنین

 

 بقیه شازده بودن و عاشق تو پاپتی بود

میون شازده ها بی نام و نشون بود نازنین

 

 آره اون چیزی نداشت اما به پات هر چی می ریخت

 اگه جونشم می داد از دل و جون بود نازنین

 

 حسرت دستای تو برای من بود همیشه

 حیف که گرمی شون برای دیگرون بود نازنین

 

من بهارم پای انتظار اون چشما گذشت

وقتی برگشتی که فصل ما خزون بود نازنین

 

 نگو دیوونه بودم دیوونگی واسه ام کمه

 اسم احساس من اون روزا جنون بود نازنین

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت توسط رسپینا |

دوستان

*********************************

Powered by explorer ◄┤